شکلی از خودشیفتگی ممکن است در نوجوانان با استرس پایین سازگارانه باشد

یک پژوهش جدید که در مجلهٔ شخصیت و تفاوت‌های فردی منتشر شده است نشان می‌دهد پیامدهای رفتاری خودشیفتگی (Narcissism) در نوجوانان یکنواخت نیست، بلکه به نوع خودشیفتگی و میزان استرس مزمن فرد بستگی دارد. این تحقیق نشان می‌دهد که در شرایط استرس زیستی پایین، یک نوع خاص از خودشیفتگی می‌تواند با رفتارهای اجتماعی مثبت همراه باشد، بدون اینکه منجر به افزایش پرخاشگری شود.

خودشیفتگی مدت‌هاست که به‌عنوان ویژگی شخصیتی با احساس بزرگ‌منشی و اهمیت بیش از حد برای خود تعریف می‌شود. با این حال، روان‌شناسی مدرن میان دو شکل اصلی تمایز قائل است. خودشیفتگی بزرگ‌منش (Grandiose Narcissism) با جسارت، برون‌گرایی و باور آشکار به برتری خود همراه است. در مقابل، خودشیفتگی آسیب‌پذیر (Vulnerable Narcissism) با دفاعی بودن، درون‌گرایی و عزت‌نفس شکننده‌ای مشخص می‌شود که به‌شدت به انتقاد حساس است. هر دو شکل حس استحقاق را در خود دارند، اما در موقعیت‌های اجتماعی به‌طور متفاوتی بروز پیدا می‌کنند.

پژوهش‌های گذشته دربارهٔ خودشیفتگی در نوجوانان نتایج متناقضی داشته‌اند؛ برخی آن را با پرخاشگری و زورگویی مرتبط دانسته‌اند و برخی دیگر با رهبری و رفتارهای کمک‌کننده. تیم پژوهشی به رهبری کیمینگ یو (Qiming Yu) و سیلین هوانگ (Silin Huang) از دانشگاه نرمال پکن پیشنهاد کردند که این تناقض‌ها ممکن است با بررسی جداگانهٔ دو نوع خودشیفتگی قابل توضیح باشد.

این پژوهشگران همچنین علاقه‌مند بودند بدانند که یک شاخص عینی از استرس مزمن چگونه ممکن است رابطهٔ میان این ویژگی‌های شخصیتی و رفتار اجتماعی نوجوانان را تحت تأثیر قرار دهد. برای این منظور از مفهومی به نام بار آلواستاتیک (Allostatic Load) استفاده کردند.

بار آلواستاتیک را می‌توان «فرسودگی تجمیعی» بدن به‌دلیل فعال‌ شدن طولانی‌مدت یا مکرر واکنش‌های استرسی دانست. این مفهوم صرفاً به احساس ذهنی استرس اشاره ندارد، بلکه یک وضعیت فیزیولوژیکی است که از طریق مجموعه‌ای از نشانگرهای زیستی قابل اندازه‌گیری است. با سنجش بار آلواستاتیک، محققان می‌توانستند ارزیابی عینی‌تری از اثرات استرس مزمن بر نوجوانان به‌دست آورند و ببینند که فشارهای محیطی طولانی‌مدت چگونه بر بروز ویژگی‌های شخصیتی تأثیر می‌گذارند.

روش تحقیق

تیم پژوهش، ۴۵۱ نوجوان ۱۲ تا ۱۷ ساله و مراقبان اصلی آنها را از یک مدرسهٔ دولتی در استان هبی چین جذب کرد. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌هایی که توسط نوجوانان تکمیل شد گردآوری شدند. این پرسشنامه‌ها سطح خودشیفتگی بزرگ‌منش و آسیب‌پذیر و همچنین رفتارهای پرخاشگرانه را اندازه‌گیری می‌کردند. مراقبان نیز پرسشنامه‌های جداگانه‌ای را تکمیل کردند و دربارهٔ رفتارهای اجتماعی مثبت نوجوانان، مانند کمک‌کردن و توجه به دیگران، گزارش دادند.

علاوه بر پرسشنامه‌ها، پژوهشگران مجموعه‌ای از داده‌های فیزیولوژیک را نیز برای محاسبهٔ بار آلواستاتیک جمع‌آوری کردند. این داده‌ها شامل شاخص‌های قلبی‌عروقی مانند فشار خون و ضربان قلب، شاخص متابولیک مانند شاخص تودهٔ بدنی (BMI)، و چهار هورمون مرتبط با استرس که از نمونه‌های ادرار شبانه به‌دست آمد، بودند. محققان این هشت نشانگر زیستی را در قالب یک امتیاز ترکیبی ارائه کردند تا وضعیت کلی استرس فیزیولوژیک هر نوجوان مشخص شود.

یافته پژوهش

تحلیل اولیهٔ داده‌ها تفاوت‌های مشخصی را میان دو نوع خودشیفتگی نشان داد. هر دو شکل خودشیفتگی با میزان بیشتر پرخاشگری خودگزارش‌شده مرتبط بودند. با این حال تنها خودشیفتگی بزرگ‌منشانه با رفتارهای اجتماعی مثبت گزارش‌شده توسط مراقبان همراه بود. خودشیفتگی آسیب‌پذیر هیچ ارتباط معناداری با این رفتارهای مثبت نشان نداد.

اما نتایج پیچیده‌تر زمانی به‌دست آمد که بار آلواستاتیک وارد تحلیل‌ها شد. پژوهشگران دریافتند که استرس مزمن رابطهٔ میان خودشیفتگی بزرگ‌منش و پرخاشگری را تغییر می‌دهد. در نوجوانانی با بار آلواستاتیک بالا، یعنی فرسودگی فیزیولوژیک بیشتر، سطح بالاتر خودشیفتگی بزرگ‌منش به‌شدت با پرخاشگری بیشتر مرتبط بود. اما در نوجوانانی با بار آلواستاتیک پایین، این رابطه ناپدید شد؛ یعنی در این گروه کم‌استرس، خودشیفتگی بزرگ‌منش با پرخاشگری همراه نبود.

تأثیر بار آلواستاتیک بر خودشیفتگی آسیب‌پذیر نیز قابل توجه بود، اما این‌بار در رابطه با رفتار اجتماعی مثبت. در نوجوانانی با بار آلواستاتیک پایین، سطح بالاتر خودشیفتگی آسیب‌پذیر با رفتار اجتماعی کمتر همراه بود. اما هرچه استرس زیستی افزایش می‌یافت، این رابطه ضعیف‌تر می‌شد. در نوجوانانی با بار آلواستاتیک بسیار بالا، حتی تمایل اندکی مشاهده شد که خودشیفتگی آسیب‌پذیر با رفتار اجتماعی بیشتر همراه باشد؛ هرچند این روند از نظر آماری در کل گروه استرس بالا به‌طور کامل قابل اتکا نبود.

نتیجه تحقیق

این یافته نشان می‌دهد که در شرایط استرس مزمن، نوجوانان دارای خودشیفتگی آسیب‌پذیر ممکن است راهبرد اجتماعی خود را تغییر دهند و برای کسب تأیید اجتماعی، رفتارهای کمک‌کننده بیشتری نشان دهند.

محدودیت های مطالعه

نویسندگان مطالعه محدودیت‌هایی را نیز مطرح کردند. از آنجا که داده‌ها تنها در یک مقطع زمانی جمع‌آوری شده‌اند، پژوهش نمی‌تواند رابطهٔ علت‌ومعلولی بین خودشیفتگی، استرس و رفتار را در بلندمدت مشخص کند. پژوهش‌های آینده که نوجوانان را طی چند سال دنبال کنند، می‌توانند مسیرهای رشدی این پدیده را روشن‌تر سازند. همچنین، این مطالعه تجربیات اولیهٔ آسیب‌زا مانند تروماهای کودکی را در نظر نگرفته است؛ عواملی که می‌توانند به‌طور مستقل بر شخصیت، فیزیولوژی استرس و عملکرد اجتماعی تأثیر بگذارند.

این پژوهش با عنوان «آیا خودشیفتگی همیشه بد است؟ بار آلواستاتیک رابطهٔ میان خودشیفتگی بزرگ‌منشانه و آسیب‌پذیر و سازگاری بین‌فردی نوجوانان را تعدیل می‌کند» توسط کیمینگ یو، یی رن، چنی زو، شائوجیه کیو، فنگ ژانگ، سیپو گوئو و سیلین هوانگ انجام شده است.


منبع کلیک کنید
Amirreza Mirzajani وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *